جمال الدين محمد الخوانساري
355
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
بندگانىاند كه حق تعالى ايشان را خلق ميكند از روى قدرت وتوانائى خود ، وتربيت ميكند از روى قهر وغلبه يعنى هر يك را بحدّ كمال خود مىرساند از روى قهر وغلبهء خود بي مدخليت قدرت واختيار أو بلكه هر چند أو نخواهد آنرا وآن مكروه أو باشد ومىگيرد ايشان را وقبض روح ايشان مىنمايد از براي اين كه حاضر شوند در آن نشأه وبجزاى أعمال خود برسند نه اين كه معدوم شوند وديگر بازگشتى نباشد چنانكه گمان منكران حشرست . وممكن است كه مراد وصف ملائكة باشد يا أئمة صلوات اللّه عليهم وغرض ردّ بر جمعى باشد كه گمان ألوهيت ايشان كردهاند باين كه چنين نيست بلكه ايشان بندگانيند آفريده شده بقدرت واختيار حق تعالى ، وتربيت كرده شده از روى قهر وغلبه بهمان معنى كه مذكور شد ، يا باين معنى كه تربيت كرده شدهاند بر وجهي كه معصوم باشند از گناه وباز داشته شده باشند از آن بعنوانى كه گويا مجبور ومقهورند بر نكردن آن ، و « گرفته شدهاند از براي احتضار » يا بعنوان احتضار يعنى موت يا جان كندن وكسى كه آفريده شود وتربيت كرده شود وبميرد چگونه إله مىتواند بود ؟ ! وممكن است كه وصف باحتضار بر تقديرى كه كلام در وصف ملائكة باشد اشاره باشد به جسمانيت ايشان بنا بر اين كه ملائكة همه جسماني باشند ، يا اين كه كلام در وصف طايفهء از ايشان باشد كه جسماني باشند واللّه تعالى يعلم . 6311 عرّجوا عن طريق المنافرة ، وضعوا تيجان المفاخرة . ميل كنيد از راه منافرت ، وبگذاريد تاجهاى مفاخرت را . « منافره » بمعنى پراكندگى ودورى كردنست ومراد تحريص مؤمنانست بر موافقت والتيام با يكديگر ، وعدول از جدائى ودورى كردن از يكديگر . ومراد به « گذاشتن تاجهاى مفاخرت » اينست كه بفضايل ومزايائى كه داشته باشيد مفاخرت مىكنيد ، چون كسى كه مفاخرت ميكند آنرا زينت خود ميداند وبمنزلهء تاجى ميداند كه بر سر گذاشته باشد ، پس « گذاشتن